بیست‌سؤالی با رتبه‌ی ۳۵۹۳ منطقه۲ و ۷۵۴۳ کشوری تجربی۹۵: امیرمحمد دهقان

مصاحبه تجربی 95 امیرمحمد دهقان

مصاحبه با رتبه‌ی ۳۵۹۳ منطقه۲ و ۷۵۴۳ کشوری تجربی۹۵: امیرمحمد دهقان

دانلود↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑

 

 

مصاحبه با داوطلبان موفق رشته‌ی تجربی آزمون سراسری ۱۳۹۵

 

 

نام: امیرمحمد نام خانوادگی: دهقان

رتبه‌ی آزمون سراسری:

رتبه‌ی ۷۰۶۱ کشوری

رتبه‌ی ۳۳۶۲ منطقه‌ی ۲

 

رشته‌ی دانشگاهی و دانشگاه: داروسازی دانشگاه های علوم پزشکی البرز ، بقیه الله و علوم دارویی تهران

(به جهت بهمنی بودن و نامشخص بودن حضور در کدام یک ، همه را نوشتم)

رشته‌ی پیش‌دانشگاهی: علوم تجربی رشته‌ی دیپلم: علوم تجربی

 

  • دوره‌ی پیش‌دانشگاهی (سال چهارم) را به شکل حضوری گذراندید یا غیرحضوری؟ آیا هنوز هم این تصمیمتان را درست می‌دانید؟

پاسخ:

دوره‌ی پیش‌دانشگاهی را به‌صورت حضوری گذراندم و به دوستان کنکوری خود توصیه‌ی اکید می‌کنم که همه‌ی جوانب را بسنجند. حضوری خواندن معقول است، اگر و تنها اگر بدانید که معلّمان مدرسه‌ی شما نیاز شما را رفع می‌کنند و حضور در مدرسه نمی‌شود بلای جانتان که بخواهید دغدغه‌ی جیم شدن از کلاس این یکی و آن یکی و حضور در کلاس آموزشگاه‌های با معلّم‌های «دمشان گرم!!» با هزار استرس و بدبختی را به دغدغه‌های سال کنکور اضافه کنید! لطفاً و جداً دقّت کنید!! امّا وقتی مثلاً شخص بنده می‌دانستم که متأسّفانه با این که در یکی از مراکز استعدادهای درخشان درس می‌خواندم امّا عدّه ای از معلّمان کیفیت آموزشی لازم را نداشتند امّا باز هم حضوری خواندم. خوب دیگر به ناآگاهی شخصیم مربوط می‌شود که غیر‌حضوری نخواندم و مرحمت کردم یک سال پشت کنکور گیر کردم!! شاید هم آن زمان منِ کنونی‌ای وجود نداشت که به منِ اون موقعیَم این تذکّر ها را بدهد!(خلاصه قدر مرا بدانید!! J)

  • اگر قرار بود- خدای نکرده!- دوباره کنکور بدهید، در برنامه‌ی سال کنکور یا حتّی سال‌های قبل‌تر، چه تغییراتی به وجود می‌آوردید؟

پاسخ:

والّا گویا قرار بود و خدای کرده! دوباره کنکور دادیم!! به نظرم اتّفاقاً از این جهت بیشتر به کنکوری‌ها می‌توانم کمک کنم چون توصیه و تجربه‌ی جداگانه‌ام را راجع به همه‌ی دوران پیشا و پسا کنکور(امان از تحریم و برجام که ادبیاتمان را هم عوض کرد!) ارائه می‌کنم! عزیزی که دوران قبل از کنکورت هست و در خیال باطلی به سر می‌بری مبنی بر این که این دوران آخرین سال‌های خوشیت هست و یک سال هم سخت برای کنکور می‌خوانی و خلاص!! عزیزم!! سخت در اشتباهی! کنکوری که ما دوبار دیدیم دو پیشنهاد داشت : یا باید مثل بچه‌ی آدم از همان پایه دَرست را بخوانی (این به این معنا نیست که فوبیای کنکور بگیرید و این کلاس آن کلاس کنید‌ها! ر.ک مثل بچه آدم!) که خوب می شود سه سال حداقل درس خواندن متعادل و تثبیت شده و دُرست و حسابی! یا باید سال کنکور را در حد خودکشی تلاش کنید ، یا مثلاً نخبه باشید ، یا حتّی یک سالتان بیش از ۳۶۵ روز باشد و این حرف‌ها!

امّا بعد! دوست کنکوری عزیزم!! جان عزیزت! به توصیه‌ی بخش قبلی (پیرو حضوری و غیر حضوری) دقّت کن!! و سپس فاصله‌ی قانونی را رعایت کن! با نفر جلویی نه! با عوامل بیرونی‌ای که من نامشان را بختک می‌گذارم! بختک اس‌ام‌اس ، بختک تلگرام، بختک اینستاگرام، اصلاً بختک ارتباطات کلاً ، بختک تفریح و در رودربایستی دعوت دوستان گیر‌کردن ، بختک دوستانی که عادت کرده‌اند مقایسه راه بیندازند و شایعه تراوش کنند و اعصاب خرد کنند (این‌ها از بختک هم بختک ترند!) ، بختک تنبلی‌های ناشی از افراط و تفریط  و قس‌علی هذا! (به امید املای صحیح!). خلاصه اوّل بخش قبلی را خوب بخوانید (غیر‌حضوری و این حرفا) و سپس یک آنتی بختک خوب نصب کنید! امّا بعدتر! دوست پشت کنکوری‌ام! حالا چه یک سال چه صد سال! شما بیانگر شخصی هستی (عین خودم) که علی‌رغم توانایی‌ای که داری (اینو از اینجا می‌فهمم که یک رشته‌ی اصطلاحاً کشک انتخاب نکردی) و خوب هدفی که باز هم داری (این‌و از … ر.ک پرانتز قبلی) امّا کمی تا قسمتی تلاشت کم بوده. حالا یا دوران پیشا کنکور نداشتی کلاً (باز هم مثل من!) یا دوران کنکورت بختکی چیزی داشتی یا اصلاً هر چی! خلاصه شما وقتت آزادتر است و استقلالت بیشتر! این هم سود است هم ضرر! سودش که از اسمش معلوم است امّا ضررش این است که خیلی باید عوامل سفت کننده (دارو نیست! عامل روحی است!) داشته باشی که خسته نشوی و شل نشوی (روح را عرض می‌کنم!) و از همه مهم‌تر با طناب دیگران که به‌جای درس خواندن این و آن را به چاه ارسال می‌کنند وارد چاه نشوی! بنده خودم از حسرت‌هایم این است که چرا اواخر سال با طناب این و آن بازی بازی کردم و آخر هم در چاله افتادم! این در چاله افتادن و در چاه عمیق نیفتادنم هم فقط بخاطر تلاش‌هایی بود که در طول سال کنکور کشیده بودم! (خلاصه یحتمل فهمیدی چرا رتبه‌ی اینجانب که خداوکیلی درسم بد نبود – برید از دبیراتون بپرسید – اونی شد که شد!

اما بعد‌تر‌تر ! هیچی! همین! J

  • شرکت در آزمون‌های آزمایشی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

پاسخ:

خوب‌ا‌ند امّا مدیرت طلب‌اند! مثلاً شخصی‌سازی کردن آزمون‌ها! و اینکه بنده‌ی آزمون نباشید! یعنی چی؟ یعنی آزمون باید به شما خدمت کنه نه شما به آزمون که! نذارید با برنامه‌ی سبُک بعضی آزمون‌ها یا سطح پایین سؤالاتشون پشتتون باد بخوره و در عین حال زیر برنامه‌های غیرمنطقی و سؤالات ب‌ خودی سنگین برخی دیگر از آزمون ها نیفتید! خلاصه! این جمله رو باز هم تکرار می‌کنم می‌تونید به عنوان دیالوگ ماندگاری ، مثل جملات مرحوم شریعتی به اتاقتون نصب کنید! : «آزمون باید به شما خدمت کند نه شما به آزمون!»

  • درباره‌ی ساعت‌های مطالعه و آهنگ تغییر آن در طول سال کنکور چه سفارشی دارید؟

پاسخ:

آهسته باشید و پیوسته و خواهش‌‌می‌کنم در بند ساعت نبوده و خواهشِ خواهش که خودتان را با دیگران مقایسه نکنید! آهستگی و پیوستگی باعث می‌شود بلاهایی که در پاسخ به سؤال دوّم از آن‌ها گفتم گریبان گیرتان نشوند! در بند ساعت نبودن باعث می‌‌شود با مقیاس کمی و به درد نخورِ ساعت مطالعه‌تان را نسنجید و کیفیت (از مقیاس‌های «دمش گرم!!» کنکور)  مطالعه‌تان را بالا ببرید و بالاخره خود را با دیگران مقایسه نکردن باعث لطمه نخوردن و عصبی نشدن است! اصلاً مقایسه برای چه؟ شما که نمی‌دانید! یکی شاید جلبک باشد! دیگری شاید نخبه! یکی از کسانی است که در دوران پیشا‌کنکور مثل بنز درس خوانده و دیگری پرایدی بوده با آمار تلفات جادّه‌ای زیاد! یکی کلاً شاید خالی بند باشد اصلاً! خُب چه دردی است که با این اوصاف خودتان را مقایسه هم بکنید؟!!

  • در سال کنکور، درس‌خواندن به‌تنهایی را ترجیح می‌دادید یا به‌همراه دوست و هم‌کلاسی‌ها؟ چرا؟

پاسخ:

تنهایی! دلیلش هم واضح است. عدّه‌ای بختک‌اند(ر.ک سؤال دوم) ، عدّه‌ای یخمک‌اند(منظورم الوات و بی کار است) و باعث می‌شوند شما شل شوید و فکر کنید شخص شخیصی هستید و زهی خیال باطل، عدّه‌ای هم شاید جلبک‌اند شاید چیزهای دیگر(ر.ک سؤال سوم) و هی زیاد درس می‌خوانند الکی و می‌شوند بلای جان و حالا مقایسه کن باقالی بار کن!

  • استفاده‌کردن از اینترنت و smsبازی برای رفع خستگی را در سال کنکور درست می‌دانید؟

پاسخ:

با بختک آشنایتان کردم در گذشته! شما نظر خودتان چیست؟ استفاده از بختک را در سال کنکور درست می‌دانم؟

 

  • آیا رفتن به مسافرت و تعطیلات را در سال کنکور سفارش می‌کنید؟

پاسخ:

سال کنکور مشکلات روحی‌ای گریبان‌گیرتان می‌شود که هوس مارکوپولو شدن می‌کنید! لطفاً از این هوس‌ها نکنید دوره‌اش بگذرد خودش خوب می‌شود، مثل خیلی چیز‌های دیگر! امّا انصافاً گاهی یه سفرکی (سفر کوتاه و پربازده طبیعت‌گردی) بکنید تا مغزتان refresh  (به قول آهنگر دادگر بازآوری!!) کند! خلاصه بعید می‌دانم اگر مارکو بازی در نیاورید بیش از دوبار در سال کنکور سفر(آن هم سفرک!) داشته باشید!

  • آیا کمک‌گرفتن از مشاوران را سودمند ارزیابی می‌کنید؟ به چه شکلی؟

پاسخ:

در کل که چون بسیار خودم اهل دل بودم و با شعار اینکه «آدم خودش باید مدیر خودش باشه» پیش می‌رفتم نه رابطه‌ی خوشی با مشاوران (بالاخص برخی!) دارم و نه البته می‌گویم لزوماً رابطه خوشی نداشته باشید! به نظرم کمک گرفتن اگر باشد خیلی هم خوب است! امّا مراقب باشید که کمک گرفتن تبدیل نشود به بنده­ی مشاور شدن (حتی دیالوگ «مشاور به شما خدمت می‌کند نه شما به مشاور» را هم می‌توانید سرلوحه‌ی کارتان کنید!) و بت کردن مشاور و در دام‌های مالی برخی (فقط و فقط برخی!! خداییش خیلی مشاورها هم آدمای خیلی خوبی هستن!) افتادن و مخصوصاً متقاعد شدن از سوی باز هم برخی مشاوران که بدون مشاور کارتان پیش نمی‌رود! ضمناً بیشتر پیشنهاد می‌کنم از معلّمان خوب که به آن ها اعتماد دارید مشاوره بگیرید (چون نیازی به مراقب بودن اینکه کمک گرفتن به دیگر چیزها تبدیل شود نیست دیگر!). ولی در آخر خودتان مدیر خودتان باشید!

  • آیا شرکت در اردوهای مطالعاتی (آخر تابستان، نوروز، پیش از کنکور و …) را مثبت ارزیابی می‌کنید؟

پاسخ:

انصافاً در بعضی خانواده‌ها (ازجمله خودم) نمی‌شود در ایّام عید مطالعه کرد! در برخی دیگر شاید تابستان هم نشود! (البته به‌جز خودم!) که در‌این‌صورت حتماً اردوی مطالعاتی را پیشنهاد می‌کنم امّا دوران قبل از کنکور نظر شخصی من تنها بودن است چون جمع بسیار خطرناک است در آن دوران!

 

  • آیا به نظر شما آموزش‌ها، بازی‌ها و سرگرمی‌های دوره‌ی کودکی‌تان در رسیدن به موفقیت کنونی تأثیرگذار بوده‌است؟ کدامشان؟

پاسخ:

صد و بیست درصد!!! کتاب خواندن‌ها به ادبیات کمک کرد آن هم خیییلی ، زبان خواندن‌ها و فیلم دیدن‌ها به زبان ، کلاس قرآن رفتن‌ها به درک عربی و دینی کمک کرد چون هر دوی این درس ها درس‌هایی هستند که اصطلاحاً باید در باغشان باشی و گرنه خیلی سخت می شوند، ضمناً شاید عجیب باشد امّا من با این که در دوران پیشا‌کنکور خیلی درس نخواندم (البته معدلم خوب بود امّا درس کنکوری نخواندم!) امّا فعّالیت‌های اجتماعی و اجرایی زیادم باعث شد خوب مدیر خودم باشم!! این هم کمک بزرگی بود برای خودش!

 

 

 

  • در درس‌های عمومی، آموزش کدام دبیران و خواندن کدام کتاب‌ها در موفقیت شما تأثیر چشم‌گیری داشته‌است؟

 

زبان و ادبیات فارسی کلاس: نکته و تست دکتر سبطی(که سرآغاز خیلی چیزها بود!!) – ضمناً حسرت کلاسشان را هم دارم!
کتاب: تناسب مفهومی ، زبان فارسی و املای نشر دریافت – دو جلد همایش ادبیات نشر دریافت – لغت و معنی و تست جامع خیلی سبز ، تاریخ ادبیات یه انتشارات به‌درد‌نخور که تبلیغش را نمی‌کنم!! – برای تاریخ ادبیات و املا اصلا از کتاب درسی غافل نشوید!!
زبان عربی کلاس: کلاسی نمی‌رفتم! فقط یک تشکر بدهکارم آن هم به عزیزترین همسایه‌ی دنیا معلم عربی نازنین مدرسه شهید سلطانی کرج(مدرسه‌ی خودمان)آقای محبی که خیلی به عربی من کمک کردند در عالم همسایگی!!

کتاب: تست از عربی سفید(پاسخنامه خوبی دارد!) – درسنامه از خیلی سبز (درسنامه خوبی دارد!)

شعار من این است که در عربی پاسخ‌نامه نباید خودمانی باشد امّا درسنامه باید! این دلیل انتخابم بود!

دین و زندگی کلاس: کلاسی نمی‌رفتم!! همسایه هم نداشتیم حتی!! J
کتاب: گاج جامع نقره ای ، خط ویژه گاج ، زیپ اندیشه فائق
زبان انگلیسی کلاس: نکته و تست دکتر کیاسالار
کتاب: زبان جامع مبتکران

 

 

  • در درس‌های اختصاصی، کدام کلاس‌ها یا کتاب‌ها در موفقیت شما نقش مهمی داشته‌است؟

 

زیست‌شناسی کلاس: نکته و تست دکتر عمارلو
کتاب: جزوه‌ی دکتر عمارلو (که جدیداً نشر دریافت آن‌را به‌صورت کتاب درآورده)، زیست هم به فراخور موضوع از کتاب‌های مختلفی استفاده می‌کردم که از انتشارات مختلفی هم بودند : خیلی سبز ، گاج ، دریافت ، مهروماه و انتشاراتی که ازش بدم می آید!!
زمین‌شناسی کلاس: —
کتاب: کتاب درسی
فیزیک کلاس: نمی‌رفتم و آخر، کار دستم داد!
کتاب: گاج نقره ای
شیمی کلاس: کلاس و همایش دکتر بابایی
کتاب: ، آزمون‌ شیمی پایه و شیمی پیش انتشارات علمی فار ، کتاب‌های تست واجب مبتکران
ریاضی تجربی کلاس: کلاس و نکته و تست مهندس مقدم نیا
کتاب: ریاضی پیش ۱ و ۲ گاج ، آمار گاج ، هندسه ۱ گاج

 

  • برای افزایش آمادگی ذهنی و روحی در روز کنکور چه سفارش‌هایی دارید؟

پاسخ:

توکّل کنید به آن بالاسری! از همین الآن هم توکّل کردن را یاد بگیرید! نمی‌شود یهویی توکّل کرد! و توکّل نه در کنکور که در همه‌ی مراحل زندگی به دردتان می‌خورد! ضمناً جان من توکّل را با کم‌کاری و تلاش‌نکردن اشتباه نکرده و از خدا استفاده‌ی ابزاری نکنید!

کلاً نقاط ضعفتان را بی‌خیال شده و شدیداً به نقاط قوّتتان فکر کنید و آرزو کنید همان‌ها در جلسه بیایند! (امّا قول بدهید اگر نیامدند خونسردی خود را حفظ کرده و خودزنی نکنید که بدبخت نشوید! با آرامش ادامه بدهید به کنکورتان!)

من این کار را امتحان کردم! خیلی جوابگو بود: روز کنکور در ‌end ِ راحتی (لباس خیلی راحت و گشاد و قاعدتاً ضایع) به حوزه‌ی امتحانی بروید. هیچ کس را نبینید و نگذارید زیادی حرف بزند کسی! (خیلی هم جدّی!) و ضمناً تصوّر کنید دارند فیلمتان را می‌گیرند و شما باید در نهایتِ راحتی و محکمی و در حالت خدای اعتماد به نفس در حدّ جیمز باندی ، گلادیاتوری ، هیتمنی ، کاپتان پرایسی  چیزی،  قدم بردارید و رفتار کنید. (تابلو شد که چقدر اهل درس بودم قبل از سال کنکور! J )

 

  • رشته‌ی دانشگاهی‌تان را بر چه پایه‌ای انتخاب کردید؟ (علاقه‌ی شخصی، فشار خانواده، مشورت با دیگران، کلاس اجتماعی و حرف مردم! و …)

پاسخ: حرف مردم را که لا‌اله‌الا‌الله…! امّا خانواده ضمیر ناخودآگاهشان فعّال شده و فشارکی می‌آورند. مهم این است که شما تا چه حد می‌توانید زیر این فشار‌ها (که در مقابل فشار‌های دیگر زندگی هیچند!) دوام بیاورید. ما هم از آنجا که خیلی ادّعایمان می‌شد دوام آوردیم و با تکنیک‌های خاص از حرف زدن نترسیده و متقاعدشان کردیم که اگر فلان کار را می‌کنم دلیلم فلان است. خلاصه اهل مذاکره باشید خیلی خوبه. گزینه‌های روی میزتون فقط تکمیل باشه! اما شدیداً توصیه می‌کنم با منابع آگاه مشورت کنید. منابع آگاه هم معمولاً معلّمان ، دانشجویان ، شاغلان و استادان مربوط به هر رشته هستند. ضمناً لطفاً با منابعی مشورت نکنید که این وسط ذی‌نفع باشند (کاملاً هم مشخصه کدوم قشر زحمت‌کش جامعه رو هدف قرار دادم!). این دسته از افراد را به نظرم حتّی آگاه هم بودند سراغشان نروید! ضمناً کاری کنید که خودتان بشوید قشر زحمت‌کش خودتان!!! (خنگ نباشید بفهمید چی میگم!) یعنی این قدر پرس‌و‌جو و تحقیق و تفحّص کنید که نگو و نپرس! (اینجا از بختک ارتباطات باید استفاده‌ی ابزاری کنید! فواید زیادی دارد!). پس از اینکه مثل من مشورت گرفتید و فکر کردید و با والدین مذاکره کردید و سراغ قشر زحمت‌کش رفتید (می‌دانم دست خودتان نیست!! دست جویست که به جان پدر و مادرتان می اندازند این قشر زحمت‌کش!!) بشینید حسابی با خودتان و دفترچه‌ی انتخاب رشته ور بروید و رشته‌محل‌ها را انتخاب کرده و خلاصه در آخر، کار خودتان را بکنید! ولی بی‌گدار به آب نزنید! اگر فکر می‌کنید از تواناییتان بیرون است و لیاقتتان همین است بروید سراغ همان قشر اصطلاحاً زحمت‌کش!!!

  • اگر به شما یک بار دیگر فرصت انتخاب رشته داده‌شود (با همان رتبه‌ی قبلی) آیا به همان شکل عمل می‌کنید؟

پاسخ:  هشششتصد درصد!!! خیلی هم راضیم از خودم!

  • بهترین تأثیرات ورود به دانشگاه در زندگی شما چه بوده‌است؟

پاسخ: همین جا توصیه می‌کنم مثل منِ بدبخت انشاءا… نیم سال دومی یا به قولی بهمنی نباشید! چون هم رفقا ایستگاهتان را می‌گیرند! هم بیکاری بهتان فشار می‌آورد که حتّی در کمال ناباوری یواشکی زیر بالش به خودتان می‌گویید کنکوری هم بودم الآن بهتر از این علّافی بود!! هم اینکه نمی‌توانید مثل بچه‌ی آدم پاسخ این سؤال را بدهید! از جمله اینجانب هم نمی‌توانم!

  • آیا دانشجو شدن تأثیرات بدی هم در زندگی شما داشته‌است؟

پاسخ:  بنده مجدداً توصیه می‌کنم نیم سال دومی یا بهمنی نباشید (ر.ک سؤال ۱۳) و ضمناً کاملا واضحه که تأثیرات بدی هم در زندگی ما خواهد داشت. اصلاً در  سبک زندگی کنونی به لحاظ فلسفی بدیهیست که عمراً چیزی باشد که ضرری نداشته باشد! اما خب! خیلی چیزها سودشان صد برابر ضررشان است! دانشگاه هم یکی از آن ها! قطعاً سودش بیشتر است!

  • آیا برای ادامه‌ی تحصیل در خارج از کشور برنامه‌ای دارید؟

پاسخ:

خیر! برنامه ای ندارم! برنامه ای هم بعید می‌دانم داشته باشم! داشته باشم هم بعید می‌دانم ادامه‌ی تحصیل در همین رشته باشد! (فکر نکنید از رشته‌ام ناراضی هستم‌ها!  نه! به‌خدا خیلی با داروسازی حال می‌کنم امّا متأسفانه یا خوشبختانه به اصل مالتی پرپز بودن (همان چندکاره بودن!) اعتقاد دارم و خدا را چه دیدی! شااااید هوس کردم آکادمیک هم پیگیر پرپز‌های دیگر باشم!! (لازم به ذکر است که همین الآن به‌صورت غیر آکادمیک پیگیرش هستم! اصلاً از شما چه پنهون ماجرای من ماجرای دکتریه که هنرمنده یا لااقل فعلاً اگر هم هنرمند نیست می‌خواد باشه!)

  • آیا مایل هستید به کمک مدرک تحصیلی‌تان به خارج از کشور مهاجرت کنید (در آن‌جا ماندگار شوید)؟ چرا؟

پاسخ:

خیر! چون اولاً وابسته به خانواده هستم وشاید بر می‌گرده به انسجام خوب خانوادگی (بلا‌به‌دور ! چشممان نزنید یه‌وقت! J مجازاً اسپندی دود می‌کنم! ضمنا شما! بله! شما! اعتقادی به این چیزها نداری؟ هه! زهی خیال باطل! چون چیزی که وجود داره یا به عبارتی هست منتظر اعتقاد جنابعالی نمی‌مونه! خرافاتی هم خودتی! چون فکر می‌کنی هر چی آدم بهش علم نداره خرافه‌س! باز هم زهی خیال باطل!) از بحث دور نشویم! دوم هم اینکه به نظرم برای یکی مثل من و خیلی از شماها یا اصلاً بهتر بگویم یکی مثل ما، ایران بهترین کشور است تا بخواهیم در آن خاص باشیم ، متفاوت باشیم ، عااااالی پول در بیاوریم و کیف کنیم! سوّم، خداییش ایران‌و نمیشه با جای دیگه عوض کرد هر کار می‌کنم!

 

 

  • و به جای‌ سؤال آخر، یک راهنمایی کوچک برای این بچه‌ها که به دنبال راز پیروزی شما تا این‌جا آمده‌اند!

پاسخ:

رااااز پیروزی که عبارت درشتی است! بچه‌ها هم نظر لطفشان است! تعارف هم نمی‌کنم! من اصلاً فرق و فاصله‌ی زیادی بین بچّه‌ها و خودم نمی‌بینم و خیلی‌هاشان در آینده خیلی بهتر از من هم خواهند بود و دیگران خیلی بیشتر از اشتیاقشان به خواندن این متن مشتاق خواندن راز‌های آن‌ها هستند! امّا یادتان باشد! شما خیلی! خیلی خیلی می‌تونید بزرگ‌تر از چیزی باشید که فکرش‌و می‌کنید! یا بهتر بگم! بزرگ‌تر از چیزی که فکرش‌و می‌کنید هستید!!! فقط‌و‌فقط باید خواسته‌هاتون یادتون نره ، غبار نگیره و براشون بجنگید! یا علی مدد!

مصاحبه تجربی 95 امیرمحمد دهقان