بررسی تحلیلی آزمون سراسری (کنکور) و ارائه ی راهکارها و بازتاب آن در روزنامه ی همشهری

بررسی تحلیلی آزمون سراسری (کنکور) و ارائه ی راهکارها

(طرح جامع اصلاح کنکور: ارائه شده به وزرای محترم علوم و آموزش و پرورش، و روسای محترم سازمان سنجش و کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس)

توسط سازمان مردم‌نهاد دیده‌بان عدالت و شفافیت در خصوص کنکور

تاریخچه

در دهه سی، رو آوردن داوطلبان به رشته‌هایی خاص، منجر به برگزاری مسابقه ورودی در تعدادی از دانشکده‌های دانشگاه تهران شد. ابتدا دانشکده پزشکی تهران که زودتر از سایر دانشکده‌ها با فزونی داوطلب نسبت به ظرفیت، روبه‌رو شده بود، اقدام به برگزاری امتحانات ورودی کرد و سپس دانشکده‌های حقوق و فنی نیازمند برگزاری آزمون ورودی شدند.

در سال ۱۳۴۱، نظارت بر آموزش عالی و هماهنگی امور دانشگاه‌ها به شورای مرکزی دانشگاه‌ها واگذار شد. در آغاز سال ۱۳۴۲ اجرای مسابقه ورودی بر عهده هیأت دوگانه نظارت و اجراییه مسابقات ورودی دانشگاه‌ها قرار گرفت و نخستین مسابقه ورودی سراسری دانشگاه‌ها در سال ۱۳۴۲ برگزار شد.

با افزایش شمار دانشگاه‌ها، وزارت علوم و آموزش عالی، برای هماهنگ کردن مدیریت دانشگاه‌ها ‌تأسیس شد. این وزارت در بهمن‌ماه ۱۳۴۷ مرکز آزمون‌شناسی را با هدف جلوگیری از اتلاف وقت داوطلبان و نیز یکسان‌سازی و عینی نمودن امتحانات بنا نهاد و در سال ۱۳۴۸ مسابقات ورودی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی به صورت متمرکز و سراسری برگزار شد که می‌توان آن را نخستین دوره برگزاری کنکور سراسری دانست. در این آزمون ۷۰۰,۴۷ نفر شرکت داشتند و داوطلبان می‌توانستند از بین ۳۰ رشته تحصیلی در ۱۲ مرکز آموزشی، ۱۰ رشته را با توجه به نوع مدرک پایان متوسطه و شرایط پذیرش دانشگاه‌ها و نیز میزان علاقه خود انتخاب کنند.

در سال ۱۳۵۴ با افزایش تعداد متقاضیان ورود به آموزش عالی، تشکیلات سازمان سنجش آموزش کشور آغاز به کار کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نخستین آزمون سراسری در سال ۱۳۵۸ به دو روش متمرکز و نیمه متمرکز و بدون شرط سنی برگزار شد. به دلیل انقلاب فرهنگی در برگزاری کنکور سراسری وقفه افتاد و در سال ۱۳۶۱ آزمون سراسری فقط برای رشته‌های پزشکی، فنی مهندسی، کشاورزی و معارف اسلامی برگزار شد و از سال ۱۳۶۲ به شکل جامع و برای همه رشته‌ها برگزار شد.

بر پایه مصوبه ۳۰۶ شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۷۲، سازمان سنجش موظف به ارائه برنامه‌ای در جهت بهبود و ارتقای آزمون ورود به دانشگاه‌ها شده بود که مغفول ماند. افزایش زادوولد در اوایل انقلاب، منجر به انفجار جمعیت داوطلبان کنکور در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد گشت و مشکلاتی به وجود آمد که به معضلات کنکور معروف شد. مجلس شورای اسلامی از سال ۱۳۸۰ به طور جدی به بررسی و تحقیق در این خصوص اقدام نمود. نهایتاً طرح «نظام پذیرش دانشجو» در سال ۱۳۸۶ به تصویب رسید و دولت موظف شد تا پایان برنامه چهارم توسعه یا حداکثر تا سال ۱۳۹۰، کنکور را به طور کامل حذف نماید و سوابق تحصیلی را جایگزین نتایج کنکورکند. این قانون به دلیل منطبق نبودن بر واقعیات تا سال ۱۳۹۱ اجرا نشد و در سال ۱۳۹۲ این قانون (معروف به قانون حذف کنکور) رسماً لغو شد.

(ماده ۱۱ ـ قانون سنجش و پذیرش دانشجو مصوب ۳۰/۶/۱۳۹۲: از زمان لازم الاجراء شدن این قانون، قانون پذیرش دانشجو در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور مصوب ۹/۸/۱۳۸۶ به جز احکام مرتبط مذکور در ماده (۲۰) قانون برنامه پنج‌ساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران در مدت اجرای برنامه لغو می‌گردد.)

در سال ۱۳۹۲ «طرح سنجش و پذیرش دانشجو» با همان فلسفه اما با این شرط که واقع‌گرایانه و قابل‌اجرا باشد، به تصویب رسید. بر اساس این قانون، همیشه درصدی (حداکثر ۱۵ درصد) از پذیرش دانشگاه‌ها وابسته به نمره کنکور خواهد ماند؛ زیرا با وجود تقاضای بالا برای ورود به برخی رشته محل‌های خاص، همیشه برگزاری یک آزمون سراسری از نوع گزینشی ضروری است.

ماده ۵ ـ پذیرش دانشجو در دانشگاه‌ها به روش ظرفیت رشته ـ محل و تقاضای داوطلبان بر اساس «سابقه تحصیلی» یا «سابقه تحصیلی و آزمون (عمومی یا عمومی ـ اختصاصی)» صورت می‌گیرد.

تبصره ۴ ـ در پذیرش دانشجو تأثیر سابقه تحصیلی سالانه به صورت تدریجی و صعودی است و پس از پنج سال حداقل هشتادوپنج درصد (۸۵%) ظرفیت پذیرش دانشجو در کل کشور بر مبنای سابقه تحصیلی خواهد بود.

مقدمات اجرای این قانون که برگزاری امتحانات نهایی استاندارد و سراسری در سه سال پایانی دبیرستان باشد، عملی نشد. با این حال فشارها بر سازمان سنجش بابت تعلل در حذف کنکور شدت یافت. سازمان سنجش، برای پاسخ دادن به این انتظارها، در اقدامی بدون محمل قانونی، از سال ۱۳۹۰، معدل امتحانات نهایی سال سوم را با تأثیر مثبت، در نتیجه کنکور اعمال نمود که ضرری به کسی وارد ننمود و با اعتراضی مواجه نشد اما در سال ۹۳ و ۹۴ در حالی که همچنان وزارت آموزش و پرورش هیچ اقدامی برای برگزاری امتحانات نهایی در سه یا چهار سال آخر متوسطه نکرده بود، برای نمرات امتحانات نهایی سال سوم دبیرستان، بیست‌وپنج درصد تأثیر قطعی در نظر گرفته شد در حالی بر اساس قانون، نمرات یک سال تحصیلی نمی‌توانست گواه سابقه تحصیلی داوطلب باشد.

ماده ۳ طرح نظام پذیرش دانشجو سال ۸۶: نمرات دانش آموزان از دروس اصلی و تخصصی در آزمون‌های نهـایی کشـوری در سه سـال آخـر متوسـطه (شـامل دوره پـیش دانشـگاهی) یکـی از معیارهـای پذیرش دانشجو خواهد بود. سهم هریک از دروس در پایه‌های تحصیلی و سـازوکار اجرایـی آن توسط کمیته سنجش تعیین خواهد شد

ماده ۱ ـ قانون سنجش و پذیرش دانشجو در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور سال ۹۲:

اصطلاحات به کار رفته در این قانون به شرح زیر تعریف می‌شوند:

الف ـ سابقه تحصیلی: نمرات دروس سه سال آخر دوره متوسطه است که امتحانات آن مـطابق اصول سنجش و انـدازه گیری توسـط وزارت آموزش و پـرورش به صورت سراسری، نهایی و استاندارد مطابق مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش برگزار شده باشد.

پس از شکایت فاطمه کریمی در ۱۵/۱۰/،۹۴ دیوان عدالت اداری مصوبه اجرایی شورای سنجش و آموزش را خلاف قانون و باطل اعلام کرد و این حکم در پانزده اسفند ۹۴ رسماً به رئیس محترم سازمان سنجش ابلاغ شد و پس از کش‌وقوس‌های بسیار میزان تأثیر معدل به ۲۵ درصد مثبت بازگشت و تاکنون ادامه دارد.

  • تحلیل وضعیت پیش از کنکور

افزایش محصلینی که مایل به ادامه تحصیل در رشته‌های خاص بودند، موجب شد که دانشکده‌های پزشکی، حقوق و فنی پیش از سایر دانشکده‌ها اقدام به برگزاری آزمون ورودی نمایند.

با افزوده شدن بر شمار دانشگاه‌های کشور، امکان حضور یک فرد در همه‌ی آزمون‌های ورودی دانشکده‌های گوناگون، وجود نداشت و این امر شکایاتی را پدید آورد که منجر به برگزاری آزمون یکپارچه و سراسری در سال ۱۳۴۲ شد.

تحلیل:

۱ ـ از همان آغاز فعالیت دانشگاه‌ها رشته‌هایی خاص به وجود آمد که در آنها تعداد داوطلبان بیش از ظرفیت پذیرش بود.

۲ ـ برگزاری آزمون ورودی دانشکده‌ها، لازمه‌ی برقراری عدالت بود تا روابط، جایگزین ضوابط نشود.

۳ ـ برگزاری آزمون سراسری در جهت عدالت آموزشی و برخورداری یکسان محصلان همه نقاط کشور از امکانات پراکنده آموزش عالی بود.

  • تحلیل وضعیت پس از برگزاری کنکور

پیش از انقلاب و تا اواسط دهه شصت، کنکور مانند امتحانات نهایی یک واقعیت پذیرفته شده بود و معضل آموزشی یا اجتماعی تلقی نمی‌شد اما از اواخر دهه شصت و به‌ویژه اوایل دهه هفتاد به علل زیر کنکور معضل قلمداد شد:

۱ ـ نسل حاصل از انفجار جمعیتی اوایل انقلاب به سن کنکور رسیده بود.

۲ ـ ظرفیت پذیرش دانشگاه‌ها به‌ویژه در رشته‌های پرطرفدار افزایش چندانی نیافته بود.

۳ ـ با پایان یافتن جنگ تحمیلی، حدود پنجاه درصد از ظرفیت دانشگاه‌ها به سهمیه‌های ارگان‌های دولتی اختصاص پیدا کرده بود.

این سه عامل موجب شد که هر سال علاوه بر افزوده شدن بر شمار داوطلبان اصلی، ده‌ها هزار نفر بازمانده از ورود به دانشگاه‌ها به جمع داوطلبان کنکور سال بعد افزوده شود تا جایی که در سال ۱۳۸۱ شمار داوطلبان کنکور به حدود ۰۰۰,۰۰۵,۱ نفر رسید در حالی ظرفیت پذیرش دانشجو در مراکز آموزش عالی ۰۰۰,۱۷۰ بود. عوارض زیانبار این فرایند عبارت بودند از:

۱ ـ پدید آمدن نسلی موسوم به پشت کنکوری‌ها که فشارهای روحی و جسمی بسیاری بر آنها وارد بود و این فشارها به خانواده و اطرافیان این جوانان سرایت می‌نمود و درنتیجه بخش معناداری از جامعه را با مشکل روبه‌رو می‌ساخت.

۲ ـ ترس خانواده‌ها از ماندن فرزندشان در پشت کنکور، باعث شد که هول و ولای کنکور از سال آخر دبیرستان به سال‌های پایین‌تر رسوخ کند و خانواده‌ها از دوره راهنمایی فرزندان خود را به کسب مهارت برای موفقیت در کنکوری تشویق کنند.

۳ ـ بازاری با چند میلیون مشتری برای محصولات کمک‌رسان به قبولی در کنکور به وجود آمد که علاوه بر معلمان و مؤلفان واقعی، عده‌ای سودجو را نیز به سوی خود جذب نمود که آرام آرام وجه غالب فعالان این بازار شد.

۴ ـ شکاف مالی شدیدی میان معلمان فعال در عرصه کنکور و معلمان مدارس، شکل گرفت که ناخواسته اغلب معلمان مدارس را به این سو سوق داد که به آموزش خود وجهه‌ای کنکوری ببخشند.

تحلیل: اشکالات چهارگانه یادشده همگی از عوارض عوامل سه‌گانه فوق هستند و هیچ‌یک ربطی به برگزاری یک آزمون سراسری استاندارد ندارند. در اینجا، آشکارا مسئولان و قانون‌گذاران دچار اشتباه شده، به جای رفع یا تعدیل عوامل معضل، کنکور را عامل این معضلات پنداشتند و تصمیم به حذف آن گرفتند که به ادامه یافتن معضلات انجامید.

  • تحلیل وضعیت کنونى کنکور

هر سه عامل معضل‌آفرین یادشده، در حال حاضر کمرنگ شده است:

۱- با تغییر هرم جمعیتی، تعداد داوطبان آزمون سراسری از سال ۸۲ به این سو، سیر نزولی داشته است به گونه‌ای که در سال‌های ۹۴، ۹۵ و ۹۶ به زیر یک میلیون نفر رسیده است.

۲ ـ ظرفیت پذیرش شرکت‌کنندگان در آزمون سراسری به شکل چشمگیری افزایش یافته و از مرز ۰۰۰,۷۰۰ نفر گذشته است؛ یعنی حدوداً تعداد داوطلبان با تعداد صندلی‌های دانشگاهی برابری می‌کند. علاوه بر این، دانشگاه آزاد نیز حدود ۰۰۰,۰۰۰,۵ نفر ظرفیت جذب دانشجو دارد و این افزایش چشمگیر ظرفیت، باعث خالی ماندن بسیاری از صندلی‌ها در مراکز آموزش عالی شده است.

۳ ـ تا سال ۹۵ کمتر از ۲۰ درصد صندلی‌ها را دارندگان سهمیه‌های دولتی پر می‌‌‌نمودند که با تصویب و اجرای طرح ۵% در سال ۱۳۹۶، به حدود ۳۰% افزایش یافت اما همچنان در مقایسه با دهه هشتاد، نسبت بیشتری به داوطلبان آزاد تعلق می‌گیرد.

توجه: در سا ۱۳۹۶ بیش از ۸۰٪ رشته ـ محل‌های مراکز آموزش عالی، بدون تأثیر نتایج کنکور و به شکل آزاد یا فقط با توجه به نمرات امتحان نهایی پر شده است و این میزان در سال ۱۳۹۷ به ۸۵ درصد مصوب در قانون سنجش و پذیرش دانشجو خواهد رسید.

تحلیل:

متأسفانه عدم تناسب شدیدی میان تعداد داوطلبان و ظرفیت پذیرش در رشته ـ محل‌های خاص به وجود آمده است. معضل واقعى، هجوم فزاینده جوانان به سوی رشته‌های پزشکی، دندان‌پزشکی و داروسازی و چند رشته درآمدزای دیگر است به گونه‌ای که نسبت داوطلبان رشته تجربی از ۳۶٪ در سال ۸۹ به ۶۲٪ کل داوطلبان در سال ۹۶ رسیده است و به پیدایش نسل تازه‌ای از پشت کنکوری‌ها در سه سال اخیر انجامیده است. در سایر گروه‌های آزمایشی رقابت بیشتر بر سر قبولی در شهرهای بزرگ و دانشگاه‌های معتبر است نه رشته‌های خاص.

دلایل این پدیده

۱-اقتصادی: درآمد قابل قبولِ میانگین ماهی ده میلیون تومان که فعلاً برای داوطلبان رشته‌های پزشکی، دندان‌پزشکی و داروسازی متصور است، مهمترین انگیزه هجوم به سوی رشته تجربی و بی‌توجهی به سایر رشته‌ها است.

۲-اجتماعی: سطح بالاتر دسترسی به امکانات فرهنگی و روابط اجتماعی، در شهرهای بزرگ به‌ویژه تهران، تمایل شدیدی به قبولی در چند دانشگاه معروف به وجود می‌آورد که این مشکل در کشورهایی با وسعت جغرافیایی کمتر نظیر ژاپن، فنلاند یا سوئد بسیار کمتر است. کالج‌های منطقه‌ای در کشوری مانند آمریکا نقش تأمین کننده متخصصان بومی را به عهده دارند و مورد استقبال جوانان هر ناحیه قرارمی گیرند اما در ایران این دانشگاه‌های محلی که در قالب دانشگاه‌های آزاد یا غیرانتفاعی و حتی دولتی فعال هستند، نیازهای فرهنگی و اجتماعی جوانان را تأمین نمی‌کنند و از عطش راه‌یابی به دانشگاه‌های بزرگ در شهرهای بزرگ نمی‌کاهند.

۳- فرهنگی: رقابت علمی و دست یافتن به افتخارات علمی و فرهنگی، در ایران سابقه دیرینه دارد که البته این واقعیت را باید به چشم یک فرصت دید و برای بروزش راه‌های متنوع‌تری اندیشید.

  • تحلیل وضعیت در صورت حذف کنکور

با توضیحات یادشده، منطقاً حذف کنکور تا برطرف شدن عوامل ایجاد کننده آن ممکن نیست و فقط امکان تعدیل یا جایگزینی آن وجود دارد. حذف کنکور نمی‌تواند هیچ یک از عوامل پیدایش معضلات فعلی آموزش و پرورش و مشکلات روحی و جسمی داوطلبان و خانواده‌هایشان را کاهش دهد اما زمینه‌ساز بروز مشکلات تازه‌ای می‌شود که عبارتند از:

۱ ـ امکان جایگزینی روابط به جای ضوابط در پذیرش دانشجویان در رشته ـ محل‌های پرطرفدار و همچنین ظهور پدیده ارتشا و صندلی فروشی و تخلفات گسترده دیگر در وزارت علوم و بهداشت و آموزش پزشکی.

۲ ـ بروز اعتراضات گسترده که نمونه‌های کوچک آن در دو سال اخیر مشاهده شد و ناشی از عدم اعتماد جامعه به سالم بودن فرایند گزینش داوطلبان بر پایه نمرات مدرسه‌ای یا سهمیه‌های خاص است. در آخرین نظرسنجی‌های سازمان سنجش، حدود هشتاد درصد داوطلبان، کنکور را عادلانه‌ترین ابزار برای گزینش دانشجو می‌دانستند. نظرسنجی دیگری در بخش خصوصی نیز مؤید همین امر بود.

  • بررسی طرح جایگزینی کنکور با امتحانات تشریحی

با توجه به بررسی‌های به عمل آمده، میزان حافظه محوریِ تست‌های کنکور در سالیان اخیر کاهش یافته و از نظر سنجش سطوح مختلف یادگیری، تست‌های آزمون سراسری باوجود ایرادات بسیار، در مقایسه با امتحانات نهایی، از نمره بسیار بالاتری برخوردار هستند.

تجربه سال‌های ۹۳ و ۹۴ نشان ‌داد که نتایج نمرات امتحان نهایی که آزمونی حدنصابی است با نتایج کنکور سراسری که آزمونی رقابتی است، قابل ادغام نیست و نا عدالتی و بالتبع اعتراضات شدیدی را موجب می‌شود. دلایل ریاضی واضحی برای این عدم تجانس وجود دارد به‌ویژه وقتی نتایج به نمره تراز تبدیل می‌شوند. بنابراین یا باید به همین ۸۵٪ پذیرش بدون کنکور بسنده‌کرد و رقابت آن ۱۵ درصد از داوطلبان رشته ـ محل‌های خاص را به نتایج آزمون سراسری سپرد و یا در فرایندی چند‌ساله به گسترش سال‌های برگزاری امتحانات نهایی (دست کم در سه سال پایانی دوره متوسطه) پرداخت تا نمرات آن جایگزین نتایج کنکور سراسرى شود؛ اما این امر معضلاتی حادتر از کنکور را به دنبال خواهد داشت که عبارتند از:

۱ ـ گستره زمانی و مکانی برگزاری امتحانات نهایی چند ده برابر آزمون سراسری است و جلوگیری از بروز تقلبات و تخلفات در سه مرحله پیش از آزمون، حین آزمون و پس از آزمون، غیرممکن است.

۲ ـ وزارت آموزش و پرورش به منابع مالی و نیروهای متخصص کافی برای برگزاری و تصحیح اوراق امتحانی در سه سال پایانی دوره متوسطه به‌ویژه سال دوازدهم، دسترسی ندارد.

۳ ـ امتحانات نهایی از نوع حدنصابی و برای سنجش پیشرفت تحصیلی است. نوع پرسش‌ها در این امتحانات نمی‌تواند به گونه‌ای باشد که چند هزار نفرِ اول شرکت کننده در کل جامعه دانش‌آموزی کشور را از هم تفکیک نماید، زیرا در این صورت سطح دشواری سؤالات به سمتی خواهد رفت که با مردودی‌های گسترده رو‌به‌رو خواهیم شد و ارتقای پایه تحصیلی در دوره دبیرستان مختل می‌شود.

۴ ـ در صورت اجرای چنین طرحی، سؤالات امتحانات نهایی باهدف افزایش سرعت و دقتِ تصحیح اوراق، به‌سوی پرسش‌هایی غیرتحلیلی با جواب کوتاه متمایل می‌شود که برخلاف اهداف اصلی آموزش و سنجش در دوره متوسطه است.

۵ ـ رواج فرهنگ مخرب تقلّب میان دانش آموزان و حتی برخی مجریان امر و از میان رفتن قبح تقلب در سنین پایین، از عوارض جدی این جایگزینی است.

۶ ـ حذف کنکور یا افزایش اهمیت امتحانات نهایی در نتایج کنکور، باعث گسترده‌تر شدن بازار سودجویان عرصه کنکور و ورود گسترده‌شان به پایه‌های پایین‌تر به بهانه امتحانات نهایی خواهد شد و این بازار مکاره نه تنها برچیده نمی‌شود که چند برابر می‌گردد.

راه‌حل و پیشنهاد

روشن است که تا عوامل و موانع یادشده پابرجاست، با معضلات یک آزمون رقابتی سراسری روبه رو خواهیم بود و فقط امکان تغییر نام یا شکل آن وجود دارد اما ماهیت آن تغییری نخواهد داشت. با این وصف تدابیر زیر می‌تواند معضلات کنکور را تعدیل سازد:

۱ ـ سپردن سامان‌دهی عناصر فعال در عرصه کنکور به نهادی مشخص

تمام افراد و مراکز فعال در زمینه کنکور، اعم از آموزشگاه‌ها، معلمان، مشاوران، مؤلفان و ناشران، مجریان و مدرسان برنامه‌های آموزشی صداوسیما و فضاهای مجازی و … باید زیر نظارت و مجوز این نهاد ادامه فعالیت دهند فقدان این نیاز مغفول مانده، منجر به جولان دادن بی‌صلاحیت‌ها تحت عنوان متخصص در عرصه کنکور است که خود از عوامل اصلی ایجاد اضطراب کاذب و آسیب‌های مالی و اخلاقی برای داوطلبان کنکور وَ خانواده‌هایشان به شمار می‌آید.

۲ ـ برگزاری چند آزمون سراسری در طول یک سال تحصیلی

این امر باعث افزایش امکان جبران‌پذیری کنکور و کاهش بار روانی نشستن سر جلسه کنکور خواهد شد.

۳ ـ افزایش تنوع سؤالات و گروه‌های آزمایشی

در حال حاضر برای گزینش دانشجو در تمامی رشته‌های یک گروه آزمایشی (علوم تجربی یا علوم انسانی و …) تنها یک نوع سؤال مطرح می‌شود که طبیعتاً باید درجه سختی بالایی را دارا باشد تا از عهده تفکیک برترین‌های هر درس در سطح کشور برآید؛ اما این درجه از سختی در بسیاریا از رشته‌ها لازم نیست و بی‌جهت باعث فشار تحصیلی بر بخش عمده‌ای از داوطلبان می‌شود. تنوع بخشی به زیرگروه‌ها و نوع سؤالات، موجب کاستن از درجه سختی سؤالات برخى درس‌ها در رشته‌هایی که میزان تأثیرگذاری آن درس‌ها در آنها کم است خواهد بود. این شیوه گزینش دانشجو در امریکا اجرا می‌شود.

۴ ـ وزن دادن به گزینه‌ها (درست، نسبتاً درست، غلط، بسیار غلط)

این روش در جهت نزدیک کردن آزمون تستی کنکور به آزمون‌های تشریحی و کاستن از میزان اضطراب زایی آن و همچنین رعایت عدالت علمی بیشتر میان پاسخ‌گویان بسیار مؤثر است.

این مقاله در ۳۰ دی ۱۳۹۶ در روزنامه ی همشهری بازتاب یافته است.

.

 

گزارش همشهری از بررسی‌های سازمان دیده‌بان شفافیت و عدالت در باره کنکور

علی‌اصغر محمدی
کنکور در دهه اخیر با حواشی فراوانی روبه‌رو بوده است، در دهه ۸۰ حذف کنکور در مجلس به تصویب نمایندگان رسید که به دلایل مختلف از جمله نبود هماهنگی بین دستگاه‌های ذیربط، هرگز اجرا نشد. پس از آن قانون سنجش و پذیرش دانشجو در مجلس تصویب شد که اجرا شدن و یا نشدن آن در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، برخی می‌گویند این قانو اجرا شده و بسیاری معتقدند این قانون نیز به سرنوشت قانون حذف کنکور دچار شده است. از طرفی بازار چند هزار میلیارد تومانی کنکور هرگز اجازه حذف کنکور را نخواهد داد. موضوع کنکور و تبعات ادامه آن به روش کنونی از سوی سازمان مردم نهاد دیده بان شفافیت و عدالت بررسی و گزارشی در این خصوص تهیه و به وزرای علوم و آموزش و پرورش، روسای کمیسیون آموزش مجلس و سازمان سنجش ارایه شده‌است. در باره راهکارهای ارایه شده در این گزارش با دکتر هامون سبطی، عضو انجمن ناشران آموزشی و یکی از کارشناسان دخیل در تهیه این گزارش گفت وگو کرده‌ایم.

• در باره گزارشی که هفته گذشته از سوی سازمان مردم نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت در خصوص کنکور سراسری مطرح شده، قدری توضیح دهید.
در این گزارش که به وزرای آموزش و پرورش و علوم، رئیس کمیسیون آموزش مجلس و رئیس سازمان سنجش ارایه شده، چند نکته اساسی وجود دارد. یکی اینکه در کشوری مانند آمریکا که به لحاظ آموزشی جزو کشورهای مترقی محسوب می شود و خیلی‌ها را در یران به خودش جلب می‌کند،همین معضل نحوه پذیرش دانشجو وجود دارد. تعداد دواطلبان برای ورود به دانشگاه‌ها و رشته‌های خاص، بسیار بیشتر از ظرفیت ها است، در آنجا هم دقیقا کنکور برگزار می‌شود، فقط اسمش کنکور نیست؛ یک آزمون رقابتی جامع در آمریکا برگزار می‌شود، تنها تفاوت آن تنوع بیشتر در آزمون هاست. یعنی برای مثال، دانش‌آموزی که می‌خواهد در رشته مهندسی شیمی شرکت کند وارد جلسه آزمون می‌شود و پرسش های رشته خودش را دریافت می‌کند، دانش‌آموزی هم که می‌خواهد در رشته پزشکی شرکت کند در همین آزمون سراسری حاضر می‌شود، ولی او هم سئوالات خاص رشته خودش را دریافت می کند و پاسخ می‌دهد.
• آیا این طرح قابلیت اجرا در ایران را دارد؟
بله اجرای این طرح با هزینه بسیار کم و به‌ سادگی و بدون این که بخواهیم به امتحانات نهایی پر و بال بدهیم، در کشور ما امکان‌پذیر است. ویژگی طرح این است که برای مثال درس ادبیات فارسی برای کسی که بخواهد وارد رشته ادبیات یا حقوق شود ضریب ۱۲ دارد زیرا کسی که می‌خواهد وکیل یا منتقد ادبی شود باید بر ادبیات تسلط کافی داشته باشد. ولی برای دانش آموزی که می‌خواهد وارد رشته های مدیریت یا اقتصاد شود ضریب ادبیات ۸ است که این هم منطقی است. مشکل کنکور فعلی این جاست که هردوی این دانش‌آموزان به یک نوع سئوال از درس ادبیات پاسخ می دهند. خب، طبیعتا طراح آزمون سراسری مجبور است برای تفکیک دانش‌آموزانی که از نظر استعداد ادبی، جزو نخبگان محسوب می‌شوند و دانش ادبی بالایی دارند،هر ۲۵ پرسش را با سطح دشواری بالا مطرح سازد، ولی اگر به طراح سئوال کنکور بگویند که ما یک تعدادی دانش‌آموز داریم که تسلط یا استعداد ادبی‌شان بالا نیست و نخبه ادبی نسیتند و برای اینها سئوالاتی در حد خودشان طراحی کن، فشار بی مورد از دوش بسیاری از داوطلبان برداشته می شود.
ما باید از زیر گروه‌های آموزشی به سمت ریز گروه‌های آموزشی برویم. الان ۵ زیر گروه آموزشی داریم، اگر بتوانیم این را به ۲۰ یا ۲۵ ریز گروه آموزشی تبدیل کنیم و در هر ریز گروهی برخی از سئوالات سخت و چالشی باشد و مابقی حالت متعادل داشته باشد، بخش عمده‌ای از فشاری که بر دوش دانش‌آموزان و معلمان است برداشته و از اضطراب زایی کنکور کاسته می‌شود.
• در خصوص وزن دادن به گزینه‌ها که دراین گزارش آمده نیز توضیح دهید.

این روش که از چند سال پیش مطرح بوده است، به نظر بسیار کارساز است؛ روشن است که اضطراب امتحان تشریحی برای دانش‌آموزان کمتر از امتحان تستی است، چرا؟ چون دانش آموز حین حل یک مساله تشریحی با خود می‌گوید که اگر من در حل یک مسئله، آن را فهمیده، راه حل آن را درست انتخاب کرده باشم، اما در محاسبات آن اشتباه کرده باشم، معلم انسان عادلی است و می‌بیند که من مسئله را درک کرده ام و راه حل را درست برگزیده ام و فقط در یک ضرب و تقسیم یا علامت مثبت و منفی اشتباه کرده‌ام، بنابراین مثلا از دو نمره، یک و نیم نمره به من می‌دهد. خوب این دانش‌آموز احساس عدالت می‌کند که مایه آرامش روحی اوست. اما در آزمون تستی این‌طور نیست و دانش‌آموز اگر تست را درست فهمیده ، آن را حل کرده باشد و فقط در یک منفی یا مثبت اشتباه کرده باشد، اتفاقا در دام تست افتاده، پاسخ اشتباه می‌دهد و نه تنها نمره مثبت نمی‌گیرد، بلکه یک سوم نمره منفی نیز برای او محسوب می‌شود. این روش به دانش‌آموز فشار روحی زیادی وارد می‌کند، کوچکتریناشتباهی در جلسه کنکور موجب می‌شود او از گردونه رقابت خارج شود. وزن دادن به گزینه‌ها به‌‌طور کامل این مشکل را حل و آزمون تستی را به آزمونی تشریحی و هوشمند نزدیک می‌کند. یعنی اینکه بگوییم دانش‌آموزی که به‌خاطر لغزش در یک مثبت و منفی این گزینه را انتخاب کرده، نه تنها نمره منفی نخواهد داشت بلکه بخشی از نمره مثبت را نیز باید بگیرد. ما دانش‌آموزی که اصلا سوال را درک نکرده و از این رو گزینه ای بی ربط را برگزیده، باید نمره منفی بگیرد. به این ترتیب از استرس داوطلبان درسخوان و کوشا در جلسه کنکور بسیار کاسته می‌شود.
• پیشنهاد دیگری که دراین گزارش مطرح شده، برگزاری چند کنکور در طول سال است؟
بله، برگزاری دست‌کم دو تا سه بار کنکور در طول سال موجب می‌شود دانش‌آموز اگر در یکی از این کنکورها به هر دلیلی آنچنان که باید ظاهر نشد،‌ احساس نکند که یک سال باید جریمه شود؛ این به دانش‌آموزان و خانواده ها، فشار روحی زیادی وارد می‌کند، اما اگر بداند که چند ماه دیگر می تواند بازهم در کنکور شرکت نماید، ترس از کنکور فرو می ریزد.
با افزودن بر تعداد کنکورهای برگزارشده در طول یک سال و تنوع بخشیدن به زیرگروه‌های کنکور درکنار وزن دادن به گزینه‌های تست ها، می‌توانیم همین سازوکار کنونی را اصلاح و به امتحانات نهایی نزدیک کنیم و سازمان سنجش همچنان متولی کنکور باشد.
• به عنوان یک کارشناس که سال‌هاست با کنکور و مسایل آن درگیر هستید، چه توصیه‌ای در خصوص روش‌های جایگزین کنکور با روش کنونی دارید؟
برای جایگزینی کنکور یا حذف کنکور، باید کارهایی دقیقی انجام و همه جوانب ماجرا در نظر گرفته شود و از دادن وعده‌هایی که اجرای آنها امکان‌پذیر نیست خودداری کرد. با موضوعی که پیامدهای اجتماعی و آموزشی کلان دارد و حتی می‌تواند تبعات سیاسی داشته باشد، نباید شعارگونه و نسنجیده برخورد کرد. طرح‌ جایگزینی که خیلی سریع به ذهن برخی مسئولان می‌رسد، این است که امتحانات نهایی جایگزین کنکور شود. در همین چند سال که تا حدی این طرح اجرا شده، مشکلات تازه ای خودنمایی کرد که البته از قبل هم قابل پیش بینی بود. نخستین سدی که بر سر راه جایگزینی امتحانات نهایی با آزمون سراسری وجود دارد، این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم، عامل خطای انسانی در امتحانات نهایی تاثیر جدی دارد. اخیرا رئیس مرکز سنجش آموزش و پرورش، اعلام کردند که ما می‌خواهیم سئوالات امتحانات نهایی را به سمت پرسش های کوتاه پاسخ ببریم که نیازی نباشد یک نیروی انسانی(معلم) آنها را تصحیح کند. خوب این که نقض غرض است؛ اگر قرار سئوالات امتحانات نهایی به شکل کوتاه پاسخ درآید، چه تفاوتی دارد به گزینه‌های یک تست. این در واقع نابودی سئوالات گهگاه ابتکاری یا تحلیلی است که می‌تواند در امتحانات نهایی مطرح شود که متاسفانه در این سال‌ها مداوم از حجم این نوع سوالات کم می‌شود. این طرح در واقع تبدیل کردن امتحانات نهایی به یک ازمون تستی است که آموزش و پرورش مسئول آن است و کنار گذاشتن تجربه سازمان سنجش در این زمینه.

• آیا گستردگی امتحانات نهایی مشکلی آیجاد نمی‌کند؟
طبیعتا گستره زمانی و مکانی، مشکل دیگر امتحانات نهایی است.‌ امتحانات نهایی دست‌کم باید در سه سال دوره دوم متوسطه در یک بازه بیست روزه، در مراکزی که بسیار پرشمار هستند برگزار شود. همه این ها موجب می‌شود که ناخواسته، امکان تخلف و تقلب به شدت افزایش یابد. وقتی که امتحانات نهایی قرار است تعیین کننده ورود به دانشگاه باشد، این تقلب می‌تواند در پیش از متحانات در قالب فروش سئوالات شکل بگیرد، حین و سر جلسه امتحان باشد و پس از برگزاری امتحان در هنگام تصحیح اوراق نیز. این طرح یک معضل فرهنگی و اخلاقی و اعتراض‌های گسترده‌ در پی خواهدداشت.
• آقای دکتر بحث استانداردسازی امتحانات نهایی چند سالی است که شاه‌ بیت ماجرای کنکور و سوابق تحصیلی مطرح شده و مسئولان سازمان سنجش معتقدند این امتحانات استاندارد نیست، شما چه نظری دارید؟
از دو منظر می‌توان به موضوع نگاه کرد، یکی از منظر محتوایی و دیگری از جنبه ساختاری و اجرایی. از جنبه محتوایی برخلاف نظر افرادی که تخصصی در این امر ندارند و براساس تصورات چند دهه پیش خود به ماجرا نگاه می‌کنند، سطوح یادگیری سنجش شده در کنکور بسیار بالاتر است تا سطوحی از یادگیری که در امتحانات نهایی سنجیده می شود. و البته این امر متطقی است، زیرا امتحان نهایی یک آزمون حدنصابی است برای اینکه ما به دانش‌آموزان بگوییم شما صلاحیت ورود به سال تحصیلی بالاتر را دارید یا خیر. اگر قرار باشد میزان سختی سئوال‌ها در این امتحانات زیاد و بخش عمده سئوالات ابتکاری و تحلیلی باشد، دانش‌آموزان نقاط کم‌برخوردار از تحصیل باز می‌مانند. به همین دلیل در طراحی سئوالات امتحانات نهایی طراحان بسیار محتاطانه عمل می‌کنند و نهایتا تا سه نمره را به سئوالاتی اختصاص می‌دهند که فراتر از سطح دانش‌سنجی بوده و ابتکار و خلاقیت و یا قدرت مقایسه و تحلیل دانش آموز را می‌سنجد. در نقطه مقابل سئوالات آزمون سراسری است که یک آزمون رقابتی است، بنابراین مهم نیست که دانش‌آموز چه نمره‌ای می‌گیرد بلکه فقط مهم این است که از بقیه نمره بالاتری بگیرد، بر خلاف تصور معتاد، سئوالات حافظه‌محور در این آزمون ها بسیار محدود است. اغلب سئوالات حالت مفهومی دارد و خلاقیت و قدرت تحلیل را می‌سنجد. البته این آزمون به خاطر تستی بودنش ایراداتی دارد ولی در این که از نظر محتوایی، سئوالات آزمون سراسری مراتب بالاتری از یادگیری را مورد سنجش قرار می‌دهد، شکی وجود ندارد. سازمان سنجش حق دارد بگویید که سئوالات امتحانات نهایی نسبت به سئوالات کنکور استاندارد نیست و یا دست‌کم برای تفکیک دانش‌آموزان دهک‌های بالایی مناسب نیست.
• از نظر اجرایی و ساختاری چه ایراداتی وجود دارد؟
به فرض امتحانتی که در سال‌های گذشته در دوره پیش دانشگاهی برگزار می‌شد اصلا آزمون استاندارد محسوب نمی‌شد، زیرا سربرگ‌ها جدا نمی‌شد، یعنی مصحح می‌داند که برگه امتحانی چه کسی را تصحیح می‌کند. الان فقط سربرگ امتحانات نهایی پایه سوم دوره دوم متوسطه پیش از تصحیح جدا می‌شود، در دوره پیش دانشگاهی اخیرا فقط سربرگ چهار درس جدا می‌شود. به همین دلیل نمی‌توان امتحانات پیش دانشگاهی را استاندارد نامید، زیرا میزان یادگیری همه درس ها سنجیده نمی‌شود.
• الآن میزان تقاضا در برخی رشته چند برابر ظرفیت موجود است، چه راهکاری وجود دارد؟
منطقا یک آزمون سراسری، می‌تواند تحت هر عنوانی باشد و الزاما نباید نامش کنکور باشد، یک آزمون یکپارچه برای ورود به رشته محل‌های خاص و پرطرفدار به ناچار باید برگزار شود.
برخی کارشناسان معتقدند می‌توان برای شرکت داوطلبان در آزمون رشته‌های خاص، شرط تعیین کرد، مثلا بگوییم برای شرکت در آزمون رشته تجربی افرادی حق شرکت دارند که معدل آنها در پایه‌های دهم، یازدهم و دوازدهم بالای ۱۷ باشد. آیا چنین نظر را می‌پذیرید؟
معتقدم این روش به شدت با عدالت اجتماعی و سلامت روحی و روانی دانش‌آموزان مغایرت دارد. افرادی که این روش را مطرح می‌کنند از موضوع بی‌اطلاع یا کم اطلاع هستند. ما نخبگانی داریم که رتبه یک یا دو کنکور را کسب کرده اند، اما معدلشان ۱۱ یا ۱۲ است، این موارد کافی است تا نظر دوستان را نقض کند. شما در نظر بگیرید ما به دانش‌آموزی که به علت کم سن بودنش در دوره بازی‌گوشی قرار داشته و دیر به بلوغ فکری ‌رسیده یا مشکلاتی در خانواده داشته و در سال دوم یا سوم دبیرستان نتوانسته معدلش را به ۱۷ برساند، بگوییم که تو نمی‌توانی در کنکور رشته تجربی شرکت کنی. آیا این عدالت است؟ چه هدفی ار دنبال می‌کنیم؟ نابودی امید در نوجوانات و جوانان؟ در این صورت، ما برای خودمان دشمنی به نام کنکور ساخته‌ایم که همه مشکلات آموزشی تا قبل از دانشگاه و حتی بعداز دانشگاه را می‌خواهیم به او ارجاع بدهیم. حالا برای نابود کردن این دشمن می‌خواهیم ده‌ها مشکل و دشمن واقعی برای خودمان بتراشیم.

• پس شما معتقدید کنکور با برخی معایبش، آدم‌ها را از هم تفکیک نمی‌کند؟
بله دقیقا همین‌طور است، یکی از مزایای کنکور این است که افراد را از هم تفکیک نمی‌کند، فرد با هر سابقه تحصیلی در هر رشته‌ای می‌تواند در شرایط یکسان با سایر رقبا مسابقه بدهد. رشته انسانی خوانده‌ای و می خواهی هنرمند بشوی، اشکالی ندارد، در مسابقه رشته هنر شرکت کن، اگر برنده شدی در رشته دلخواهت ادامه تحصیل بده.
برخی می گویند به عقب و دهه ۴۰ برگردیم و هر دانشگاهی برای خودش آزمون ورودی برگزار کند، این طرح قابل قبول است؟
این طرح چه دردی را درمان می‌کند، جز اینکه به مشکلات اضافه کند؟ با اجرای این طرح نیز همچنان باید کنکور برگزار شود، ولی یک کنکور یکپارچه باید به چند ده کنکور مجزا تبدیل شود. این طرح اولا برای دانشگاه‌ها هزینه به دنبال دارد، ثانیا به شدت موجب بروز رانت و ویژه‌خواری در گزینش دانشجو خواهدشد. در شرایط فعلی که ویژه‌خواری در جامعه ما امری رایج است نباید فضا را به سمتی برد که این اتفاق در امر آموزش نیز رسوخ کند، این طرح به شدت آسیب‌زا است. هر سال حدود ۶ میلیون ایرانی درگیر کنکور هستند، یک میلیون داوطلب که در کنکور شرکت می کنند، یک میلیون دانش‌آموز که سال آینده کنکور دارند و خودشان را کنکوری می‌دانند و دست‌کم چهار میلیون خانواده داوطلبانی که قرار است در کنکور شرکت کنند. در این زمینه حالا اسمش را هر چه می خواهیم بگذاریم، اگر قرار باشد یک آزمونی برگزار شود اگر وجدان اجتماع اقناع نشود که در آن عدالت رعایت شده است ، با اعتراض چند میلیونی روبه‌رو خواهیم شد. واقعا این امر خطیری است و نباید به هر شکلی وارد آن شد. این طرح در دهه ۴۰ بنا به مشکلاتی که داشت، متوقف شد.

به عنوان کارشناس که سال‌هاست با کنکور و مسایل آن درگیر هستید، چه توصیه‌ای در خصوص روش‌های جایگزین کنکور با روش کنونی دارید؟
برای جایگزینی کنکور یا حذف کنکور، باید کارهایی دقیقی انجام و همه جوانب ماجرا در نظر گرفته شود و از دادن وعده‌هایی که اجرای آنها امکان‌پذیر نیست خودداری کرد. با موضوعی که پیامدهای اجتماعی و آموزشی کلان دارد و حتی می‌تواند تبعات سیاسی داشته باشد، نباید شعارگونه و نسنجیده برخورد کرد. طرح‌ جایگزینی که خیلی سریع به ذهن برخی مسئولان می‌رسد، این است که امتحانات نهایی جایگزین کنکور شود. در همین چند سال که تا حدی این طرح اجرا شده، مشکلات تازه ای خودنمایی کرد که البته از قبل هم قابل پیش بینی بود. نخستین سدی که بر سر راه جایگزینی امتحانات نهایی با آزمون سراسری وجود دارد، این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم، عامل خطای انسانی در امتحانات نهایی تاثیر جدی دارد. اخیرا رئیس مرکز سنجش آموزش و پرورش، اعلام کردند که ما می‌خواهیم سئوالات امتحانات نهایی را به سمت پرسش های کوتاه پاسخ ببریم که نیازی نباشد یک نیروی انسانی(معلم) آنها را تصحیح کند. خوب این که نقض غرض است؛ اگر قرار سئوالات امتحانات نهایی به شکل کوتاه پاسخ درآید، چه تفاوتی دارد به گزینه‌های یک تست. این در واقع نابودی سئوالات گهگاه ابتکاری یا تحلیلی است که می‌تواند در امتحانات نهایی مطرح شود که متاسفانه در این سال‌ها مداوم از حجم این نوع سوالات کم می‌شود. این طرح در واقع تبدیل کردن امتحانات نهایی به یک ازمون تستی است که آموزش و پرورش مسئول آن است و کنار گذاشتن تجربه سازمان سنجش در این زمینه.

آیا گستردگی امتحانات نهایی مشکلی آیجاد نمی‌کند؟
طبیعتا گستره زمانی و مکانی، مشکل دیگر امتحانات نهایی است.‌ امتحانات نهایی دست‌کم باید در سه سال دوره دوم متوسطه در یک بازه بیست روزه، در مراکزی که بسیار پرشمار هستند برگزار شود. همه این ها موجب می‌شود که ناخواسته، امکان تخلف و تقلب به شدت افزایش یابد. وقتی که امتحانات نهایی قرار است تعیین کننده ورود به دانشگاه باشد، این تقلب می‌تواند در پیش از متحانات در قالب فروش سئوالات شکل بگیرد، حین و سر جلسه امتحان باشد و پس از برگزاری امتحان در هنگام تصحیح اوراق نیز. این طرح یک معضل فرهنگی و اخلاقی و اعتراض‌های گسترده‌ در پی خواهدداشت.
• آقای دکتر بحث استانداردسازی امتحانات نهایی چند سالی است که شاه‌ بیت ماجرای کنکور و سوابق تحصیلی مطرح شده و مسئولان سازمان سنجش معتقدند این امتحانات استاندارد نیست، شما چه نظری دارید؟
از دو منظر می‌توان به موضوع نگاه کرد، یکی از منظر محتوایی و دیگری از جنبه ساختاری و اجرایی. از جنبه محتوایی برخلاف نظر افرادی که تخصصی در این امر ندارند و براساس تصورات چند دهه پیش خود به ماجرا نگاه می‌کنند، سطوح یادگیری سنجش شده در کنکور
بسیار بالاتر است تا سطوحی از یادگیری که در امتحانات نهایی سنجیده می شود. و البته این امر متطقی است، زیرا امتحان نهایی یک آزمون حدنصابی است برای اینکه ما به دانش‌آموزان بگوییم شما صلاحیت ورود به سال تحصیلی بالاتر را دارید یا خیر. اگر قرار باشد میزان سختی سئوال‌ها در این امتحانات زیاد و بخش عمده سئوالات ابتکاری و تحلیلی باشد، دانش‌آموزان نقاط کم‌برخوردار از تحصیل باز می‌مانند. به همین دلیل در طراحی سئوالات امتحانات نهایی طراحان بسیار محتاطانه عمل می‌کنند و نهایتا تا سه نمره را به سئوالاتی اختصاص می‌دهند که فراتر از سطح دانش‌سنجی بوده و ابتکار و خلاقیت و یا

قدرت مقایسه و تحلیل دانش آموز را می‌سنجد. در نقطه مقابل سئوالات آزمون سراسری است که یک آزمون رقابتی است، بنابراین مهم نیست که دانش‌آموز چه نمره‌ای می‌گیرد بلکه فقط مهم این است که از بقیه نمره بالاتری بگیرد، بر خلاف تصور معتاد، سئوالات حافظه‌محور در این آزمون ها بسیار محدود است. اغلب سئوالات حالت مفهومی دارد و خلاقیت و قدرت تحلیل را می‌سنجد. البته این آزمون به خاطر تستی بودنش ایراداتی دارد ولی در این که از نظر محتوایی، سئوالات آزمون سراسری مراتب بالاتری از یادگیری را مورد سنجش قرار می‌دهد، شکی وجود ندارد. سازمان سنجش حق دارد بگویید که سئوالات امتحانات نهایی نسبت به سئوالات کنکور استاندارد نیست و یا دست‌کم برای تفکیک دانش‌آموزان دهک‌های بالایی مناسب نیست.
• از نظر اجرایی و ساختاری چه ایراداتی وجود دارد؟
به فرض امتحانتی که در سال‌های گذشته در دوره پیش دانشگاهی برگزار می‌شد اصلا آزمون استاندارد محسوب نمی‌شد، زیرا سربرگ‌ها جدا نمی‌شد، یعنی مصحح می‌داند که برگه امتحانی چه کسی را تصحیح می‌کند. الان فقط سربرگ امتحانات نهایی پایه سوم دوره دوم متوسطه پیش از تصحیح جدا می‌شود، در دوره پیش دانشگاهی اخیرا فقط سربرگ چهار درس جدا می‌شود. به همین دلیل نمی‌توان امتحانات پیش دانشگاهی را استاندارد نامید، زیرا میزان یادگیری همه درس ها سنجیده نمی‌شود.
• الان میزان تقاضا در برخی رشته چند برابر ظرفیت موجود است، چه راهکاری وجود دارد؟
منطقا یک آزمون سراسری، می‌تواند تحت هر عنوانی باشد و الزاما نباید نامش کنکور باشد، یک آزمون یکپارچه برای ورود به رشته محل‌های خاص و پرطرفدار به ناچار باید برگزار شود.
• برخی کارشناسان معتقدند می‌توان برای شرکت داوطلبان در آزمون رشته‌های خاص، شرط تعیین کرد، مثلا بگوییم برای شرکت در آزمون رشته تجربی افرادی حق شرکت دارند که معدل آنها در پایه‌های دهم، یازدهم و دوازدهم بالای ۱۷ باشد. آیا چنین نظر را می‌پذیرید؟
معتقدم این روش به شدت با عدالت اجتماعی و سلامت روحی و روانی دانش‌آموزان مغایرت دارد. افرادی که این روش را مطرح می‌کنند از موضوع بی‌اطلاع یا کم اطلاع هستند. ما نخبگانی داریم که رتبه یک یا دو کنکور را کسب کرده اند، اما معدلشان ۱۱ یا ۱۲ است، این موارد کافی است تا نظر دوستان را نقض کند. شما در نظر بگیرید ما به دانش‌آموزی که به علت کم سن بودنش در دوره بازی‌گوشی قرار داشته و دیر به بلوغ فکری ‌رسیده یا مشکلاتی در خانواده داشته و در سال دوم یا سوم دبیرستان نتوانسته معدلش را به ۱۷ برساند، بگوییم که تو نمی‌توانی در کنکور رشته تجربی شرکت کنی. آیا این عدالت است؟ چه هدفی ار دنبال می‌کنیم؟ نابودی امید در نوجوانات و جوانان؟ در این صورت، ما برای خودمان دشمنی به نام کنکور ساخته‌ایم که همه مشکلات آموزشی تا قبل از دانشگاه و حتی بعداز دانشگاه را می‌خواهیم به او ارجاع بدهیم. حالا برای نابود کردن این دشمن می‌خواهیم ده‌ها مشکل و دشمن واقعی برای خودمان بتراشیم.

• پس شما معتقدید کنکور با برخی معایبش، آدم‌ها را از هم تفکیک نمی‌کند؟
بله دقیقا همین‌طور است، یکی از مزایای کنکور این است که افراد را از هم تفکیک نمی‌کند، فرد با هر سابقه تحصیلی در هر رشته‌ای می‌تواند در شرایط یکسان با سایر رقبا مسابقه بدهد. رشته انسانی خوانده‌ای و می خواهی هنرمند بشوی، اشکالی ندارد، در مسابقه رشته هنر شرکت کن، اگر برنده شدی در رشته دلخواهت ادامه تحصیل بده.
• برخی می گویند به عقب و دهه ۴۰ برگردیم و هر دانشگاهی برای خودش آزمون ورودی برگزار کند، این طرح قابل قبول است؟
این طرح چه دردی را درمان می‌کند، جز اینکه به مشکلات اضافه کند؟ با اجرای این طرح نیز همچنان باید کنکور برگزار شود، ولی یک کنکور یکپارچه باید به چند ده کنکور مجزا تبدیل شود. این طرح اولا برای دانشگاه‌ها هزینه به دنبال دارد، ثانیا به شدت موجب بروز رانت و ویژه‌خواری در گزینش دانشجو خواهدشد. در شرایط فعلی که ویژه‌خواری در جامعه ما امری رایج است نباید فضا را به سمتی برد که این اتفاق در امر آموزش نیز رسوخ کند، این طرح به شدت آسیب‌زا است. هر سال حدود ۶ میلیون ایرانی درگیر کنکور هستند، یک میلیون داوطلب که در کنکور شرکت می کنند، یک میلیون دانش‌آموز که سال آینده کنکور دارند و خودشان را کنکوری می‌دانند و دست‌کم چهار میلیون خانواده داوطلبانی که قرار است در کنکور شرکت کنند. در این زمینه حالا اسمش را هر چه می خواهیم بگذاریم، اگر قرار باشد یک آزمونی برگزار شود اگر وجدان اجتماع اقناع نشود که در آن عدالت رعایت شده است ، با اعتراض چند میلیونی روبه‌رو خواهیم شد. واقعا این امر خطیری است و نباید به هر شکلی وارد آن شد. این طرح در دهه ۴۰ بنا به مشکلاتی که داشت، متوقف شد.

.

در لینک های مرتبط بیشتر بخوانید:

روزنامه‌های اعتماد و شرق: مقاله‌ی راه حلی واقع‌بینانه برای کنکور، دکتر سبطی

.

مسئولان: کنکور فعلاً حذف نمی‌شود…

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *