نیاز کتاب‌های درسی به هوای تازه : مقاله‌ی دکتر هامون سبطی در روزنامه‌ی همشهری

(۲۲ آبان۹۶)

نیاز کتاب‌های درسی به هوای تازه

مقاله‌ی دکتر هامون سبطی در روزنامه‌ی همشهری

در دنیای امروز، انبوهی انسان‌ها و ازدحام و تزاحم آنها واقعیتی بسیار تعیین‌کننده است.

مرز خصوصی (فاصله‌ای که اگر بیش از آن به شخصی ناشناس نزدیک شویم، احساس مزاحمت یا تهدید می‌کند) در روستاها بیش از یک متر است، ولی در شهرهای پرجمعیت به ۱۵سانتی‌متر و گاهی کمتر کاهش پیدا کرده است. بر پایه این واقعیت، تنها انسان‌هایی می‌توانند در جامعه و شهرهای صنعتی امروز و فردا، کم‌اضطراب‌تر و خرسند‌تر زندگی کنند که دیگرپذیری را بیشتر آموخته و تمرین کرده باشند.

مطالبی که بر ضدیت‌ها و دشمنی‌ها تأکید دارد، باید در کتاب‌ها و کلاس‌های درس و کتاب‌های کودک و نوجوان – و البته سایر شئون زندگی ایرانی – کمرنگ شده و به حداقل‌های ضروری بسنده شود. در مقابل در انتخاب موضوعات، مثال‌ها، طراحی‌ها و… باید بر گونه‌گون بودن زندگی و پذیرش این گوناگونی‌ها تأکید داشت.

تمرین‌های گروهی باید بخش مهمی از فعالیت‌ها شده و تمرین‌های کتاب‌های درسی را شامل شود.

تأکید بر هویت ایرانی یکی از حیاتی‌ترین نیازهای جامعه امروزی ماست که در کتاب‌های درسی باید به شکلی برجسته و بدون تعارف و ترس و لرز به آن پرداخت. نگاه قومی، قبیله‌ای، مذهبی، منطقه‌ای و… همگی باید ذیل نگاه ملی و میهن‌سالارانه قرار گیرد تا دیگرپذیری در سطح ملی عمق و گسترش یابد؛ گرچه که ابعاد این نگاه باید مرزهای ملی را درنوردد و به نگاهی انسان‌مدارانه و جهان‌شمول تبدیل شود.

اگر بخواهیم هوای تازه‌ای را در فضای کتاب‌های درسی به جریان درآوریم باید درِ کتاب‌های درسی را به روی دنیا باز کنیم. قهر بودن با دنیا آشکارا در کتاب‌های درسی‌مان همچنان چهره ترش و چروکیده خود را نشان می‌دهد. درحالی‌که جامعه ما نگاهی مشتاق به فرهنگ جهانی دارد و دانش‌آموزان ما شبانه‌روز در حال دادوستد فکری و فرهنگی با دنیای خارج از مرزهای سیاسی و جغرافیایی ایران هستند.

نگاه کتاب‌های درسی ما به دنیا میراثدار دهه۶۰ است اما قرار است جوانان ایران را برای دهه۱۴۱۰ آماده کند که به سادگی این کار را نمی‌کند! تا نهایتا فریاد بلندپایه‌ترین شخصیت اجرایی کشور بلند شود که شد.

باید دانش‌آموز و معلم ما بداند در مدارس دیگر کشورها چه می‌آموزند، چگونه می‌آموزند، چه کاستی‌ها و مشکلات مشترکی میان کشور ما و کشورهای شرق و غرب عالم وجود دارد؟ در کدام عرصه‌های زندگی، ما وضعیت بهتری داریم؟ در کدام عرصه‌ها باید خود را بالا بکشیم و از آنها بیاموزیم؟

هراس از مطرح شدن ویژگی‌های فرهنگی، اجتماعی، آموزشی و..‌. دیگر کشورها، این گمان اشتباه را در ذهن کودکان و نوجوانان ما راسخ کرده است که زندگی دانش‌آموزان کشورهای غربی بسیار آرمانی‌تر و حسرت‌برانگیزتر و خواستنی‌تر است که لزوما اینگونه نیست.

شوربختانه مسئولان آموزشی و فرهنگی نگاه بی‌قضاوت و توصیف‌گرانه به دنیای غرب را نمی‌شناسند؛ بنابراین چاره‌ای ندارند که همچنان بر طبل پرهیاهوی دشمنی با غرب و شرق بکوبند که فقط مانع شنیده شدن صدای واقعیت در گوش خودشان می‌شود وگرنه کودکان و نوجوانان ما سال‌هاست با هندزفری گوش به صداهای جهانی سپرده‌اند!

مشکل نبود عدالت آموزشی، رانت، تبعیض، کنکور و… دامنگیر کشورهایی نظیر کانادا یا کره‌جنوبی نیز هست درحالی‌که با این همه غرب‌هراسی و جهان‌گریزی به جوانان خود القا کرده‌ایم که پشت دریاها، یک آرمان‌شهر علمی و آموزشی وجود دارد که قصد مسئولان بی‌خبر نگه‌داشتن آنها از این بهشت گمشده است و تنها راه رسیدن به آن، دل به دریا زدن و از ریشه کندن و فرار از زندان بسته‌ای است که ایران می‌نامندش و وقتی به آن سوی آب رسیدند و دیدند که آسمان همه دنیا حدودا! همین رنگ است، دیگر پلی برای برگشتشان باقی نگذاشته‌اند اما این فقط نوک کوه یخ است. اکثر گرفتاران نظام بسته آموزشی کشور، توان به آب و آتش زدن در پی سراب آن سوی آب را ندارند؛ در همین سوی آب می‌مانند اما شوربختانه در جان و اندیشه خود از ایران مهاجرت می‌کنند.

روزنامه همشهری:  اجتماع > آموزش
دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۶ – ۱۰:۲۵:۳۳ | کد مطلب: ۳۸۸۳۱۴چاپ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *