اصلاح کنکور (مصاحبه)

مصاحبه هفته نامه سلامت با دکتر هامون سبطی درباره اصلاح کنکور ۲۲/۱۰/۹۷

دکتر هامون سبطی دانش آموخته پزشکی تهران ،عضو کارگروه صیانت از حقوق ناشران ومولفان کشور ،مدیر مسئول سابق انجمن ناشران آموزشی و دبیر کارگروه آموزشی دیده بان شفافیت و عدالت کشور

تیتر : کنکور به شکل فعلی خشن است

به دولیل از نظر اجتماعی در کشور ما ،ذهنیت مثبتی نسبت به کنکور وجود ندارد . یک دلیل، سابقه ی   تاریخی و ذهنی ما از کنکور است؛ ما در دهه 80 با انفجار جمعیتی روبه رو بودیم؛ یک میلیون 600 هزار دختر و پسر برای ورود به دانشگاه در چند ده هزار رشته دانشگاهی با هم رقابت داشتند که فشار زیادی به کل جامعه وارد کرده، یک ظلم بود . در آن زمان دانش آموزانی بودند که 10 سال پشت کنکور می ماندند و متوسط پشت کنکور بودن 2 تا 3 سال بود .این قضیه عوارض روانی بسیاری برای دانش آموزان و خانواده های آنها داشت و یک احساس خشم و بیزاری در هماان زمان نسبت به کنکور ایجاد کرد که در خاطر ما مانده است.

علت دوم این است که در حال حاضر تعداد رشته هایی که در آن تضمین شغل و در آمد وجوددارد،به شدت کاهش پیدا کرده و محدود به چند رشته در علوم پزشکی و علوم انسانی و مهندسی شده است  . تعداد رشته هایی که جوان امروزی ما امیدوار است با آن به یک حقوق بخور و نمیر برسد ، بیش از ۲۰ انتخاب نیست و این یک فاجعه است .اگر بسیار سطحی به این قضیه بنگریم ،کنکور را مقصر اصلی می پنداریم و بسیاری فکر می کنند که کنکور باعث می شود جوانها نتوانند در رشته مناسب درس بخوانند اما اینکه تعداد رشته هایی که می تواند آینده شغلی خوبی داشته باشد بسیار محدود است منطقا ربطی به خود کنکور ندارد. خانواده ها باید آگاه باشند که با حذف کنکور فرزندانشان نمی توانند در بهترین دانشگاههای دولتی و یا بهترین رشته ها درس بخوانند. کنکور تنها غرفه نیمه آباد در کاخی است که ویران شده است و همین اتاق نه چندان دلباز در شرایط امروز کشور تنها پناهگاه بچه ها شده است . ما که نمی توانیم چشممان را بر روی واقعیت ها ببندیم .طبق اعلام رسمی سازمان سنجش کشور 85 درصد دانش آموزان کشور در سه همه پرسی جامع در سه سال گذشته ،کنکور را به امتحانات نهایی ترجیح دادند .در نظر سنجی صدا و سیما بازهم بیش از 80 درصد مردم ترجیح می دهند کنکور با تمام کاستی هایش وجود داشته باشد و همچنین در نظر سنجی یکی از ناشران غیربازاری( علمی فار) 90 درصد کنکوری ها به کنکور رای می دهند . علت چیست ؟ چون اگر نباشد جایگزین کنکور مبهم است و باعث رانت و فساد در کشور می شود و چون با سرنوشت نوجوانان ما گره خورده ، این رانت تازه خشم عمومی مردم را بر می انگیزد .

خیلی از منتقدان کار علمی انجام نمی دهند و می گویند در بسیاری از کشور ها کنکور وجود ندارد و با همین استدلال خواهان حذف آن هستند . در کشوری مثل کره جنوبی کنکور تب و تابش از ایران هم بیشتر است،  به گونه ای که همه پروازهای هوایی در روز کنکور کنسل می شود و... و یک کارناوال آموزشی در خیابانها اتفاق می افتد . در ژاپن کنکور وجود دارد .در آزمون های جدی دولت های غرب برای پزشکی و مهندسی کنکور وجود دارد .در برخی از کشور ها کنکور علاوه بر تست ،بخش غیر تستی هم دارد . دانشگاههای معتبر آمریکا و اروپا هم از طریق آزمون در حال جذب نخبگان هستند .یک آزمون سراسری متمرکز وجودش از نظر عقلانی لازم است که بتوانیم بین این همه داوطلب یک، رقابت و رتبه بندی سالم داشته باشیم اما آزمون سراسری باید اصلاح شود .نمی توانیم بگوییم موافق کنکوریم یا مخالف کنکور باید نگاه علمی و عملیاتی داشته باشیم.

برای اصلاح کنکور یک شیوه نامه ای را تهیه کردیم. اولین قدم این بوده است که رشته هایی که برای پذیرش دانشجو نیازمند رتبه کنکور نیستند،جدا شوند . سال گذشته ۸۷۰۵ درصد رشته ها و امسال به 89 درصد رشته ها می رسد اینها انتخاب رشته جدا شود تا بخشی از بار روحی کنکور بر داشته باشد . در سال 97 ،بیست درصد صندلی های دانشگاههای دولتی روزانه و 36 درصد صندلی های دانشگاههای دولتی شبانه بدون توجه به کنکور پذیرش داشتند،  در رشته های علوم پایه و کشاورزی و باستان شناسی و ...  در سال 98 این درصد به 33 و 50 درصد می رسد . 11 تا 13 درصد باقیمانده شامل رشته های گروه علوم پزشکی می شود مانند اتاق عمل یا پرستاری و...  داوطلبان زیادی دارد و رشته های حقوق دانشگاههای معتبر، روان شناسی ها و مدیریت ها کنکور دارند. کارشناسی هنر سینما و طراحی صنعتی و بسیاری از رشته های مهندسی در دانشگاههای خواجه نصیر و شریف و ...  کنکور خواهند داشت . قدم دوم این است که تعداد دفعات کنکور در سال به 2 تا 3بار افزایش پیدا کند .جالب است بدانید هر بار برگزاری کنکور 27 تا 30 میلیارد تومان هزینه دارد ولی امتحان نهایی 500 میلیارد هزینه ایجاد می کند ،بنابر این مشکل بودجه ای خاصی نداریم با برگزاری چند کنکور .

اقدام بعدی این است که تعداد زیر گروهها ی رشته های مختلف افزایش پیدا کند.  در حال حاضر آمادگی تحصیلی دانش آموز به این صورت است که باید همه درس ها را در بالاترین سطوح یاد بگیرد. چون یک کنکور تجربی یا انسانی وجود دارد و قرار است صد نفر برگزیده اول در دانشگاههای تهران و طباطبایی و... را مشخص کند . طراح کنکور چاره ای ندارد جز اینکه تحلیلی ترین و نکته دارترین سوالات را طراحی کند.اما اگر 5 گروه آموزشی در تجربی داشته باشیم ،یکی از این آزمون ها علوم پایه  ،یکی پزشکی یکی داروسازی و ریرشاخه های آن و ... را بسنجد دیگر نیازی نیست دانش آموز ما در همه درس ها و مباحث ا ز کتابها و محصولات رنگوارنگ کمک آموزشی استفاده کند تا در همه دروس توانایی پاسخگویی به بالاترین سطوح پرسشها را دارا باشد . دانش آموزی که علاقه به درسی داشته باشد خواندن ساعتها درس به او فشار روانی وارد نمی کند . فشار وقتی می آید که علاقه ای به آن درس ندارد . با افزایش تعداد گروهها از 5 به 20 یا ۲۵ فشار بسیاری از درس ها را از دوره متوسطه کم می کنیم و دانش آموزان را به شکل خودخواسته و خودانگیخته در مسیر استعدادهایش هدایت میکنیم . در چنین شرایطی بازار مشاور نما ها نیز برچیده می شود .

راه حل آخر ، وزن دادن به گزینه های کنکور است یعنی با دانش آموز صفر و یکی برخورد نشود. الان داوطلب کنکور اگر گزینه درست را انتخاب کند 100 امتیاز و گرنه 33 امتیاز منفی . این یک آزمون خشن است .در صورتی که گزینه ها به این شکل باید طراحی شود که اگر یک گزینه درست است 100 امتیاز ، اگر راه حل را درست رفته ودر دام تستی افتاده 50 امتیاز و اگر بی ربط پاسخ داده هیچ امتیاز واگر اصلا سوال را متوجه نشده ، امتیاز منفی . الان دانش آموزی که سوال را بلد نیست صفرو اگر بلد است و بی احتیاط می شود ،منهای 33 و این خشونت است .بنابر این گزینه ها باید با حساب و کتاب بیشتری تعیین شود .اگر این 4 راه حل اجرایی شود ،کنکور دیگر یک غول نیست . از سوی دیگر ،آموزش و پرورش سابقه تحصیلی از دانش آموزان تهیه نکرده است و این اختلال ایجاد می کند . چون درست این است که در رشته هایی که پذیرش غیر کنکوری دارد قبل از کنکور نتایج اعلام شود و افرادی که تمایل دیگری دارند کنکور دهند .اما این امکان وجود ندارد چون آموزش و پرورش به وظیفه قانونی خود عمل نکرده است و باید در سه سال متوسطه امتحان نهایی کشوری و استاندارد انجام دهد که نداده است.